^-^

آره خوب بلدم
آره خوب بلدم که قدم بزنم
بزنم با تو اون همه حرفایی که
ببرن تو رو تا نوک دریایی که
جایی که واسه رفتن تن به تنه
واسه رفتن تن به تنت با منه
حالا ساعت عشق عاشق شدنت
با منه که داره دل من با دلت
میزنه به سرم که تو رو ببرم
گفتی ، ميخوام رو ابرا همدم ستاره ها شم
تو تكسوار عاشق من پری قصه ها شم
گفتم به جای شعر و قصه های بچه گونه
باهم بيا بسازيم زندگی رو عاشقونه
ما دوبال پرواز مرغ عشقيم پر ميگيريم تا اوج آسمونها
جای حسرت تو قلب ما دو تا نيست نمی مونيم با غصه تك و تنها
دو كبوتر وقتی كه دل بهم ميبازن عاشقونه باهم می سازن آشيونه
بيا ما هم مثه كبوترا بسازيم زندگی رو ساده و پاك و بی بهونه
من میدانم که هرگز نخواهم مرد...
من میدانم که هرگز نخواهم مرد
گرچه قرن هاست برخاک شدم
میلیونها زمستان و تابستان گذشتند
که میلیونها از آن در پیش باشد...
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام