اسم نداره

هیچکس منتظر خواب تو نیست
که به پایان برسد
لحظه ها می آیند ، سال ها می گذرند
و تو در قرن خودت می خوابی
هیچ پروازی نیست
برساند ما را به قطار سه هزار
مگر انگیزه و عشق
مگر آیینه و صلح
مگر اندیشه و علم
و تقلا و تلاش
بخت از آن کسی است که مناجات کند با کارش
و در اندیشه یک مسئله خوابش ببرد
وکتابش را بگذارد زیر سرش
و ببیند در خواب
حل یک مسئله را
باز با شادی و درگیری یک مسئله بیدار شود...
"نمی دونم از کیه"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۶ ساعت 23:37 توسط نسیم
|