چه دنيايي شده !

 

واقعا نمي دونم از كجا شروع كنم

 

زبانم قاصره

 

در مقام يك روانشناس تازه كار فقط مي تونم در اين حد بگم كه

 

 نمي دونم چي به سر آدما اومده

 

به خاطر سرب و روي ؟ نوع تغذيه ؟ محروميت عاطفي دوران كودكي ؟

 

وراثت ؟ محيط ؟ مد سال ؟ همه موارد؟ هيچ كدام؟

 

اينهمه  اختلال شخصيت تجزيه اي( multi personality )

 

 از كجا در اومدن؟!

 

يه نصيحت

 

ازين به بعد اگه خواستيد با كسي به غير از خودتون صحبت كنيد

 

ازش نپرسيد كه تو كي هستي؟

 

بگيد كه تو الآن كدومش هستي!

 

خوشبختانه هيچ كس تكليفش با خودش روشن نيست

 

وقتي با 4 نفر حرف مي زني

 

مثل اين مي مونه كه داري با 16نفر حرف مي زني

 

تازه اون 16نفرم هيچكدوم واقعي نيستن

 

چه تنوعي !

 

چه دنياي عجيبيه

 

مني كه عاشق دنيا و آدماش بودم

 

مني كه معتقد بودم هر انساني هديه خداونده به زمين

 

 وپيام آور اينه كه خدا هنوز از انسان نا اميد نشده

 

دارم اين حرفارو مي زنم

 

اصولا آدم بدبيني نيستم

 

اما هميشه سعي مي كنم واقعيتارو ببينم

 

بدون اينكه غرق بشم

 

خيلي وحشتناكه

 

آدم تو يه مدت كم با هزاران آدم اختلال شخصيت تجزيه اي مواجه مي شه

 

و عمق فاجعه به حديه كه من با ليسانس روانشناسي

 

با اين سواد كمم

 

مني كه هنوز اول زاهم

 

براحتي مي تونم حدس بزنم

 

زير كلمه به كلمه اين وبلاگ ملايم و فانتزي

 

صدها شايدم هزاران حرف نگفته دفن شده

 

" گركه گورم بشكافند عيان مي بينند

 

زير خاكستر جسمم باقيست

 

آتشي سركش و سوزنده هوز..."

 

خدايا چرا قهرت گرفته

 

چي به سر اين مردم اومده

 

يا اين جمعه نجاتمون بده

 

يا از اين دنياي قشنگ و صورتي!

 

با آدماي مهربون! خلاصم كن

 

من فرشته  پاك و مهربون و آدم خوبه كه بهش ظلم شده نسيتم

 

منم يكي از همين آدمام

 

اما آخه چرا

 

مگه چي شده؟

 

چه بلايي سر ما اومده

 

تا حالا فكر مي كردم كه گرگ انسان نما يه قصست

 

اما حالا باور دارم

 

گرگ هاي بره نما!

 

عجب روزگاري شده!

 

لطفا اگه بيشتر از 4تا شخصيت داريد  دو نفر با من صحبت نكنيد

 

گردهم آيي هاي بيشتر از ۱۲نفر به پويايي گروهمون صدمه مي زنه!

 

در ضمن من خودم به اندازه 16نفر قاطي كردم از نوشتم پيداست!

 

ديگه به خودمم اعتماد ندارم

 

شايد منم يكي از همين چند شخصيته ها باشم

 

كه خودم خبر ندارم

 

زندگي مثل يه طوفان شده

 

يا بايد وايسي كنار و تماشا كني

 

يا اينكه

 

هر روز دچار يه PTSD تلخ بشي

 

عجب بالا و پايين داره دنيا!

 

لازم نيست حتما در عمق فاجعه باشي

 

از اين  landscapeدنج و بي خطرهم

 

مي شه فهميد زير اين دشت يه باتلاقه

 

اين دنيا كه همش دست اندازه

 

يا كوه يا دره

 

كجاست اون دشتهاي وسيع و بكر

 

خداجونم من هنوز منتظرم

 

زير درخت سيب

 

مي دوني كه نگاهم به آسمونه

 

اين يه رنسانس بود تو يه وبلاگ آروم و خنثي

 

بعد اين هراز چند گاهي

 

بازم از اين كارا مي كنم

 

آتشفشان خاموش!

 

بد نيست اما تمام ماجرا اين نيست

 

 "احساس سوختن به تماشا نمي شود

 

آتش بگير تاكه بداني چه مي كشم"

 

اُه اُه اين آخرش چقد هندي شد!

 

نه ديگه تا اين حد! اما خوب شناختن آدما خيلي سخت شده!

 

بهتره اصلا آدم وارد اين بازيه پيچيده نشه

 

انسان شناسي ديگه كار حضرت فيله!

 

اما بدون شناخت آدما

 

نمي شه حتي يه دقيقه باهاشون مراوده داشت

 

وبايد تارك دنيا شد

 

خوب حداقل اگه خواستين آدمارو بشناسيد

 

به همون يكي دوتا شخصيت اولي اكتفا كنيد وگرنه

 

يه وقت مي بيني نشستي با يه نفر حرف مي زني و 16 نفر!!! جوابتو مي دن!

 

بسه ديگه خيلي طولاني شد

 

ممنون كه جمله اول و آخر وبلاگمو خوندي

 

از هيچي بهتره!