
چشم و چشمه ها خشكند
روشني ها محو در تاريكي دلتنگ
همچنان كه نام ها در ننگ
هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد
آه باران !
اي اميد جان بيداران بر پليدي
كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم
آيا چيره خواهي شد؟
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 0:32 توسط نسیم
|