رد خون بر فرق سنگ

با رد خون به سنگ نوشتيم
هربار خسته تر
هر بار خود شكسته تر از پيش
در سنگلاخ دربدري گشتيم
با رد خون به سنگ
مارا شتاب بود
شكيبي نيز
مارا اميد بود
فريبي نيز
با آسمان سكوت غريبي
با رد خون به سنگ نوشتيم
مجزون و خود شكسته گذشتيم
با خاك راه
واقعه را گفتيم
آغوش باز كرد
و ما خفتيم
با رد خون به سنگ...
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان ۱۳۸۷ ساعت 0:3 توسط نسیم
|