تو شهر قصه هيچ كسي
من رو برای من نخواست
كسي لباس فكرشو
رنگ صداي من نخواست
دغدغه آدمكها
دغدغه هاي من نبود
جز مرگ كسي منتظر
صداي پاي من نبود...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 16:26 توسط نسیم
|
تو شهر قصه هيچ كسي
من رو برای من نخواست
كسي لباس فكرشو
رنگ صداي من نخواست
دغدغه آدمكها
دغدغه هاي من نبود
جز مرگ كسي منتظر
صداي پاي من نبود...